عید سعید فطر 90

اس ام اس عید فطر - taknaz.ir

عید است و دلم خانه ویرانه، بیا

این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا

یک ماه تمام مهیمانت بودیم

یک روز به مهمانی این خانه بیا

عید سعید فطر مبارک

یا مهدی

/ 65 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Rain boy

راستی جمعه ساعت 2 ژار معلم باشیهاااااا[نیشخند]

هم عهدان منتظر-3

بسم رب المهدی سلام هم لینکی عزیز هفته ی مقدّسی پیش روی ماست که مژده ی ظهور را نوید می دهد. معشوق من صفحه های بی نگار پر نگار شدند از این امید. یک جمعه رسد که درمان دردها و خون خواه شهیدان خواهد آمد. شهیدانی که یک عمر همه چیز خود را گذاشتند برای یک چیز، تداوم زندگی. منتظر حضور گرم ونظرات سازندتان هستیم [گل]الهم عجل لولیک الفرج[گل]

دختری از جنس باران

باز باران خواهد آمد تا در زیر آن قدم بزنم و باران بارید.......... خیلی کم بود اما خیلی خوشحالم کرد سلام منتظر حضور باراینتون هستم. موفق و بارانی باشید.[گل]

Rain boy

روزگارت بر مراد روزهایت شاد شاد اسمانت بی غبار سهم چشمانت بهار قلبت از غصته به دور بخت و تقدیرت قشنگ عمر شیرینت بلند.

سید علیرضا رئیسی

سلام منتظر قلم بعدی شما هستیم با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما حاج اسماعیل آقای عزیز با شعر " سهیلا " به روزم طبعت گرفت سر بزن و نظر بگذار ممنون از شما سید علیرضا رئیسی گرگانی

پاسدارنسل سوم سبزپوش ولایت

سلام و عرض ادب شاگرد اول مکتب عرفانی خمینی.... مادرم !می دانم اگر سر بریده ام را هم برایت بیاورند به جبهه های نبرد پرتاب می کنی.... ................................................. آقا جان : ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد ________________________________________ یابن الحسن : غیر از غلامی تو به هیچ دردی نمیخورم بیرون کنی به فاطمه بیکار میشوم در حرم امن حضرت امام الرئوف علی بن موسی الرضا دعاگویتان بودم .............................................. آپم منتظر نیم نگاتون لطفا... مارادعا یازهرا یازینب کبری (س) [گل]

پاسدارنسل سوم سبزپوش ولایت

سلام و عرض ادب شاگرد اول مکتب عرفانی خمینی.... مادرم !می دانم اگر سر بریده ام را هم برایت بیاورند به جبهه های نبرد پرتاب می کنی.... ................................................. آقا جان : ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد ________________________________________ یابن الحسن : غیر از غلامی تو به هیچ دردی نمیخورم بیرون کنی به فاطمه بیکار میشوم در حرم امن حضرت امام الرئوف علی بن موسی الرضا دعاگویتان بودم .............................................. آپم منتظر نیم نگاتون لطفا... مارادعا یازهرا یازینب کبری (س) [گل]

رهاتر از رها

از این شب های بی پایان، چه می خواهم به جز باران که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده... به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت، دریغ از لکه ای ابری که باران را به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند نه همدردی، نه دلسوزی، نه حتی یاد دیروزی... هوا تلخ و هوس شیرین به یاد آنهمه شبگردی دیرین، میان کوچه های سرد پاییزی تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟ ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم ببار امشب! من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم. ببار امشب که تنها آرزوی پاک این دفتر گل سرخی شود روزی! ودیگر من نمی خواهم از این دنیا نه همدردی، نه دلسوزی، فقط یک چیز می خواهم! و آن شعری به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...