داستانک

پیر مردی تخم عقابی پیدا کرد

وکنار تخم مرغهایش گذاشت

عقاب به همراه جوجه ها ازتخم بیرون اومد

مثل جوجه ها زمینو نوک میزد

ومثل جوجه ها زندکی می کرد

ومثل آنها بزرگ می شد

یک روز یک عقاب از بالای سر اونها رد می شد

او به دوستش گفت این پرنده بزرگ وزیبا چیست ؟

دوستش گفت  او سلطان پرندگان عقاب است

......................................................

عقاب مرغ وار قصه مثل یک مرغ به دنیا آمد

مثل یک مرغ بزرگ شد

ومثل یک مرغ مرد

درحا لیکه می توانست یک عقاب باشد

/ 53 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه م

چققققققققققققققققددددددددددددددددددددددددررررررررررررررررررررررر اسف بار... و چقدر معمول در جامعه... [ناراحت]

روزبه محمدی

ما بازم به شما سر زدیم با سلام؛ و با تبریک سالروز حماسه 22 خرداد ؛ با مطالب زیر به روزم 1- پیام های پنهان در یک سکوت http://salmanonline313.blogfa.com/post-28.aspx 2- سرباز کوچک ولایت: همه اعتبار، قوام و اندیشه ما در ولایت خلاصه شده است و ما نمی پذیریم ذره ای انحراف از این مسیر نورانی صورت پذیرد. http://salmanonline313.blogfa.com/post-26.aspx 3- لا يعرف الحقّ بالرّجال http://salmanonline313.blogfa.com/post-25.aspx 4- جريان انحرافي را بهتر بشناسيد http://salmanonline313.blogfa.com/post-32.aspx 5- در پاسخ به فراخوان رحیم مشایی به مناظره؛ حجت الاسلام شریف‌زاده، نبویان را به مناظره فراخواند. http://salmanonline313.blogfa.com/post-33.aspx

زهره

سلام باغ رضوان ممنونم از گلهاي ارسالي تو خودت يك باغ گل و محبتي در پناه حق باشي.[گل]

حامیان قرآن کریم

سلام علیکم با مطلب (تاملی در دعای ماه رجب ) بروز هستیم و منتظر نظرات سازنده شما هستیم التماس دعا

یواش

سلام رفیق ! ... در حالی که عقاب بود ... [گل][دست]

ابر و باد

قشنگ بود...مرسی[دست][گل]